یادداشت//این روزها گرانی مسکن در زنجان دیگر فقط یک عدد در گزارشهای اقتصادی یا سوژهای برای تحلیل بازار نیست؛ زخمی است که هر روز عمیقتر میشود و مستقیم بر زندگی مردم فشار میآورد. برای خیلی از خانوادهها، خانه دیگر آن امنیت همیشگی نیست بلکه تبدیل به ذغدغه ای شده که روی شانههایشان سنگینی میکند. جوانانی که روزی با امید کار میکردند و پسانداز جمع میکردند تا صاحب سقفی کوچک شوند، حالا حتی جرئت فکر کردن به خرید خانه را هم ندارند. رویای خانهدار شدن، آرامآرام دارد از زندگی مردم حذف میشود.
درد ماجرا فقط گرانی نیست؛ درد اصلی، عادی شدن این وضعیت است. انگار همه پذیرفتهاند که هر روز قیمتها بالاتر برود و مردم صبورتر شوند. در این میان، سکوت و بیتفاوتی برخی مسئولان از خود گرانی هم تلختر است؛ سکوتی که انگار نه صدای مستاجر خسته را میشنود، نه نگرانی پدری را که از تأمین اجاره خانه درمانده شده،می بیند و نه اضطراب جوانی را که آیندهاش را پشت ویترین بنگاهها پنهان می کند،می،فهمد.
مسکن کالایی معمولی نیست که بتوان گرانی آن را کنار افزایش قیمت چند کالای دیگر گذاشت و از کنارش عبور کرد. خانه یعنی آرامش یعنی امنیت. یعنی جایی که آدم بتواند با خیال راحت به فردایش فکر کند. وقتی قیمت خانه و اجارهبها اینگونه افسارگسیخته بالا میرود، فقط دیوارها گران نمیشوند؛ امید مردم هم فرو میریزد.
امروز در زنجان، بسیاری از خانوادهها مجبورند بیشتر درآمدشان را صرف اجاره کنند و از ابتداییترین نیازهای زندگی بزنند. بعضیها هر سال از محلهای به محله دیگر کوچ میکنند، فقط چون دیگر توان پرداخت اجاره را ندارند. بعضی جوانها ازدواج را عقب میاندازند، نه از روی بیمیلی، بلکه چون حتی فکر داشتن یک خانه کوچک برایشان شبیه شوخی تلخی شده است.
در این میان، فضای مجازی و پلتفرمهای خرید و فروش نیز به آشفتگی بازار دامن زدهاند. در نرمافزارهایی مثل دیوار، هر کسی میتواند بدون هیچ نظارت جدی، هر قیمتی که میخواهد برای ملکش ثبت کند. قیمتهایی که گاهی هیچ نسبتی با واقعیت زندگی مردم ندارند، اما خیلی زود به معیار جدید بازار تبدیل میشوند. کافی است چند آگهی نجومی منتشر شود تا قیمت یک محله جابهجا شود و موج تازهای از گرانی شکل بگیرد. بازاری که باید بر اساس واقعیت اقتصادی مردم حرکت کند، حالا اسیر دلالی، هیجان و بینظارتی شده است.
سوال مردم ساده است؛ چرا کسی جلوی این وضعیت را نمیگیرد؟ چرا برنامهای روشن برای کنترل بازار، مهار اجارهبها و مقابله با سوداگری دیده نمیشود؟ چرا مسئولان بیشتر تماشاگرند تا تصمیمگیر؟ وقتی بحران تا این اندازه به زندگی مردم گره خورده، سکوت دیگر نشانه آرامش نیست؛ نشانه غفلت است.
بیتفاوتی نسبت به بحران مسکن، فقط بیتفاوتی نسبت به یک بازار نیست؛ بیاعتنایی به زندگی مردم است و ادامه این روند فقط خانهها را گرانتر نمیکند بلکه فاصله مردم و مسئولان را هم بیشتر میکند. وقتی شهروند احساس کند در ابتداییترین نیاز زندگیاش رها شده، اعتمادش هم آرامآرام فرسوده میشود. این خطر، شاید از خود گرانی مسکن هم بزرگتر باشد.
امروز زنجان بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای واقعی و فوری نیاز دارد؛ نه جلسههای تکراری، نه آمارهای امیدوارکننده بیاثر و نه وعدههایی که عمرشان از التهاب بازار کوتاهتر است. مردم دیگر توضیح نمیخواهند؛ اقدام میخواهند.
گرانی مسکن در زنجان فقط بالا رفتن قیمت چند متر آپارتمان نیست؛ پایین آمدن تابآوری مردمی است که هر روز زیر بار سنگین زندگی خمتر میشوند. و اگر این بحران همچنان با سکوت پاسخ داده شود، باید پذیرفت که مشکل فقط گرانی خانه نیست؛ مشکل، ارزان شدن مسئولیتپذیری است.
مریم امام وردی


دیدگاهتان را بنویسید