یادداشت//مریم امام وردی:دوازده روز…دوازده روزی که شاید در تقویمها فقط چند برگ ورقخورده باشند، اما برای مردم ایران، هر ساعتش در حافظهی تاریخ حک شده است. جنگی که با زخم، دود، آوار و داغ همراه بود اما در دل همین روزهای تلخ، حقیقتی روشنتر از هر آفتاب، دوباره بر ما آشکار شد: ما هنوز ایستادهایم، چون کنار هم ایستادهایم.
جنگ، زمینی نبود. نه تانکی در خیابانها غرید، نه سربازی روی خاک درگیر شد. اما آسمان، شبهنگام رنگی دیگر داشت. صدای انفجار، تصویر موشکها و اخباری که لحظه به لحظه در شبکههای اجتماعی دست به دست میشدند کافی بود تا قلب میلیونها ایرانی بلرزد. اما در میان این اضطراب، چیزی بزرگتر از ترس شکل گرفت ؛واژه ای به نام همدلی.
جنگ میان ایران و اسرائیل، صرفنظر از پیامدهای نظامی و واکنشهای بینالمللی، صحنهای است از بازخوانی یک حقیقت کهن: مردم ایران در بزنگاهها، کنار هم میایستند.
این نه شعار است، نه تصویرسازی رسانهای. واقعیت میدانی است که در قالب همدلی در میان اقوام مختلف، حضور فعال نیروهای داوطلب و حتی سکوت معنادار بسیاری از منتقدان داخلی در حمایت از امنیت ملی کشور، به وضوح قابل مشاهده است.
از شمال تا جنوب، از خوزستان تا خراسان، حس مشترکی شکل گرفته که میگوید: ایران، خانهی ماست.این حس، برآمده از تاریخ، تجربه و حافظهی جمعی ملتی است که بارها بحران را دیده، آزموده و آموخته است که در برابر تهدید خارجی، مهمترین داراییاش انسجام درونی است.
این اتحاد نه به معنای فقدان تضادها و نقدهاست، بلکه نشانهای از بلوغ اجتماعی است. جامعهای که میداند در مواقع اضطراری، زمان نقد نیست، زمان ایستادگیست.
جنگ ایران و اسرائیل با تمام تلخیها و ویرانیهایش، تصویری را زنده کرد که شاید سالها زیر خاکستر اختلافات سیاسی و اجتماعی مدفون مانده بود: تصویری از همدل شدن در لحظهی خطر…


دیدگاهتان را بنویسید